حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱ مرداد ۹۵، ۱۸:۳۷ - یوشا آل ایوب
    خخخخخ

۹۲ مطلب در تیر ۱۳۹۲ ثبت شده است

۲۹
تیر


این پستو چند روز پیش نیمه شبی در محل تبلیغ که بودم، با موبایلم ثبت موقتش کردم

و الان رونمایی:


انا لله و انا الیه راجعون 

مارو بگو که بعضیارو دوست میپنداشتیم 

و زهی خیال باطل زهی... 

اینجا وسط بیابونای دارقوز آباد سفلی 

(آخه محل ماموریتم رو عوض کردن) 

بین عقرب و رطیل های پشمالو!!! 

مشغول تبلیغ دین مبین اسلامیم 

اونوخ یکی از دهها دوست نمای مجازی نیومده 

یه کامنت تشکری تقدیری دست مریزادی خسته نباشیدی چیزی اصن کوفتی دردی مرضی  

(از همون فحشهایی که بعضیا میدن) یعنی دلمون واسه فحّاشین و فحشهای چرب و نرمشون هم تنگ شده 

والا... 

از تنهایی رفتم امشب یه عقرب از تو حیاط گرفتم 

جدی!

لامصب یه دم کلفت و سیاهی داره که نگو! 

بلکه از تنهایی بیام بیرون

والا...


  • حاجی ره
۱۷
تیر


 و شیخ المحققین و قدوه السالکین مصلح الدین سعدی فرموده:


غرض نقشی است کز ما بازماند

که هستی را نمی بینم بقــــائی

مگر صاحبدلی روزی به رحـــــمت

کند در کار درویشان دعائـــــــــی


پ.ن:

والا...

  • حاجی ره
۱۷
تیر

 دوستان و همراهان عزیز و مهربان

رفتنی که باید بره، داره میره!

انشالا که به دعای خیر شما رفتنش و وجودش مایه خیر و برکت باشه و بشه

مارو حلال کنید از ته دل

...

و یه توصیه حاجاغاعانه:

"حدیث"

کسی که واسه خودش دعا کنه

تنها واسه خودش دعا کرده

(نه بیشتر)

اما مهربونی که خودشو فراموش کنه و واسه بقیه دعا کنه

(خانواده، فامیل، همسایه ها، اموات، ذوی الحقوق، دوستان حقیقی و مجازی و ...)

 ملائکه براش دعا میکنن! درعوض!!

(و میدونید که فرشتگان معصومند و مستجاب الدعوه نزد حق)

دعا کنید

و بذارید فرشتگان دعاگویمان باشند نزد خدا

...

و ادعیه و اذکار این ماه مبارکو هم از دست ندید

یاحق

  • حاجی ره
۱۷
تیر

استخر بیشتر جلسه کاری و برنامه ریزی بود

همه تو آب داشتن هماهنگی کارها رو انجام میدادن

و بحث های کاری گرم بود

این آخوندا دسّ ور نمیدارن

والا...

 

تنها من که امسال قول همکاری بهشون نداده بودم

 هعی عرض و طول استخرو شنا میکردم

آخر رئیس قول ازم گرفت که یه نوبت بیام موسسه قرآنیشونو ببینم

و یه کمکی بکنم

یعنی آخر همون استخر هم واسمون مجانی در نیومد

و "هبه معوضه" شد!!!

والا...

  • حاجی ره
۱۷
تیر

آخرهای استخر رفتم پیش خواهر زاده هام که مقداری شنا بهشون یاد بدم

با چند تا حرکت مثه خوابیدن کف استخر و پشتک زدن تو آب و خوابیدن رو آب و ...

یهو دیدم یه عالمه کارآموز پیدا کردم

حالا مگه دیگه ول میکردن؟؟؟!!!

تجربه جالبی بود

میتونم مربی شنای بچه ها بشم!!!


  • حاجی ره
۱۷
تیر


رفقای روحانی پیامک دادن که سانس اختصاصی استخر شهر رو گرفتن

و دعوت کردن واسه حضور!!!

ما هم خوش خیال! 

اجازه همراه بردن دو تا خواهر زاده که قرار بود روزشونو با ما بگذرونن گرفتیم

موتور سنگین داداشم که دیگه دربست در اختیارمونه برداشتیم و رفتیم استخر

(با اعمال زور البته!)

چند دقیقه بعد

دیدیم رفقا با یه مینی بوس بچه دبستانی سر رسیدن!!!

نگو که استخر برنامه جنبی کلاسهای تابستانیشونه

خواستن یه حالی ام به ما بدن

 

پ.ن: 

خوبیش این بود که هیچکدومشون شنا بلد نبودن از کم عمق اینطرفتر نمیومدن!

ما ده نفر روحانی محترم!!! سه چهارم پرعمق استخرو داشتیم

و یه مینی بوس فول بچه یک چهارم باقیمانده!!!

خخخخخخخخ

  • حاجی ره
۱۷
تیر

در کامنتی فرموده اند که:

میشه جاهای عربیشو معنی کنی لدفن؟ 


از خون دل نوشتم، نزدیکِ دوست نامه

اِنی رایت دَهرا من هِجرکَ القیامه

(از هجر تو  روزگاری، قیامت رو به چشمم دیدم)


دارم من از فَراقش، در دیده صد علامت

لَیسَت دُموع عینی هذا لَنا العلامه

(اینا اشک چشمای من نیستن، اینا واسه ما علامتن)


عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید

ناخوانده درس(نقش) مقصود، از کارگاه هستی



هر چند کَزمودم از وی نبود سودم

من جَرب المُجرب حلت به الندامه

(کسی که تجربه شده را دوباره تجربه کند به پشیمانی گرفتار شود)


گفتم ملامت آید گر گردِ دوست گَردم

وَ الله ما راینا حُبا بِلا مَلامه

(عجب حرف خوبیه!!!: حاشیه مترجم)

(بخدا عشقی بدون ملامت و پپشیمانی ندیدم)


عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید

ناخوانده درس(نقش) مقصود، از کارگاه هستی



پرسیدم از طبیبی احوالِ دوست گفتا

فی بُعدها عذاب فی قُربها السَلامه

(در وصال معشوق سلامتی است و در فراقش عذاب و درد)


حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین

حتی یَذوق مِنه کاسا من الکَرامه

(تا کاسه ای از کرامت و بزرگواری او  را بچشد) 

(مترجم: مطمئن نیستم درست ترجمه کرده باشم این مصرعو)

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید

ناخوانده درس(نقش) مقصود، از کارگاه هستی



گر اوفتد به دستم آن میوه رسیده

بازآ که توبه کردیم، از گفته و شنیده

روزی کرشمه‌ای کن ای یار برگزیده

یاران چه چاره سازم با این دلِ رمیده

شمشادِ خوش خَرامش در نازُ پروریده

چون قطره‌های شبنم بر برگِ گل چکیده

وان رفتنِ خوشش بین وان گامِ آرمیده

صد ماه روز ِ رشکش جَیب قُصب دریده

دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده


پ.ن:

نامجو خونده اینو؟! عایا؟!

پ.ن2: 

نوشته های گرمز ترجمه بنده است!

پ.ن 3:

شماره حسابم رو بهتون ایمیل میکنم!

والا...

  • حاجی ره
۱۵
تیر

حدیث امشب:


خانمها برای شکمشون چیزی نمیخورن 

واسه پوستشون چرا!!!

  • حاجی ره
۱۵
تیر

کامنت حضرت علّیه با جواب بنده، بیشتر از دوهزار حرف شد

این بود که اینجا جاش دادم:


1: من مطمئن بودم که شیر اسب مکروه نیست! 

اصن همچون چیزی به گوشم نخورده بود!

به فرموده شما سرچ کردیم تنها سایت پرسمان دانشجویی این حرفو زده!

که بازم خیلی برام عجیبه!

باید از اساتید بپرسم بعداً

بر فرض کراهت هم ما خوردیم!!!

اشکالی نداره که!

ولی اگه درس باشه گردن ما حق پیدا کردید که به علممون اضافه کرده اید!


2:بنده هم عرض کردم روزه "مستحبی"!!! 

قید داره! نه هر روزه ای! 

اون چیزی که شما میفرمایید مربوط به روزه های واجبه!

باز شما حرف خودتونو حقنه کنید به ما!!!


بابا انصافا من کامنتای شمارو دو سه بار میخونم که خوب متوجه شم چی میگید

شما هم همون یه بار اما با دقت جواب های مارو مطالعه بفرمایید

والا...


ضمناً

حلال محمد ص حلال الی یوم القیامه

و حرام محمد ص حرام الی یوم القیامه

شما خودشو نگران نکن!!!


خب راحت میگفتین: نیتتون چیه؟!

ما که گیج زدیم با این جمله بندی شما!

والا...

به اطلاعتون برسونم که دوست داداشتون زده به کاهدون!

چون طلبه ها هم سربازی دارن!

فک میکنید واسه چی ممنوع الخروجیم مثه بقیه جوونا؟؟؟!!!

فقط کشورهای زیارتی بهمون اجازه خروج میدن اونم محدود و با ضمانت مالی حوزه!


قسم هم به نظرم قصد انشاء میخواد!

نوشتن قسم هم قسم محسوب نمیشه بلکه باید به زبون آورده بشه

پس والا گفتن ما قسم محسوب نمیشه 

مگه این که واقعا بخوام قسم بخورم

و اونهم باید به زبون جاری کنم

اونم والله است نه والا!

والا...

  • حاجی ره
۱۵
تیر

میدونید اگه من به یه استخاره جواب بدم چی میشه؟!

هیچی دیگه...

دیگه باید درس و تحصیل و تحقیق و تبلیغ رو رها کنم

و فقط جواب تلفن رو بدم!!!

شما راضی هستین به این کار؟!


پ.ن:

چرا عاقل کند کاری، که بازآرد پشیمانی؟؟؟!!!

والا...

  • حاجی ره