حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱ مرداد ۹۵، ۱۸:۳۷ - یوشا آل ایوب
    خخخخخ

۳۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

۲۹
اسفند
پست ثابت...

روز آخر ساله
به قول حضرت نگین:
کی هست
کی نیست
چیکار میکنید
چه تغییراتی ایراد شده...

از خودم شروع میکنم:
دیشب دو نصفه شب رسیدم منزل پدری
تنها البته...
منتظر جواب خانواده حضرت نفسم
هنوز هیچی معلوم نیس
امیدم بخداس...

به رییس اعلام کردم:
با اجازه تون  بعد از عید تمام مسیولیتهامو تحویل میدم
و بعنوان کاربر عادی مشغول کار میشم
گفت: نمیخوام مجبورت کنم یا بهت فشار بیارم
ولی من اجازه نمیدم!

این چند ماه فشارای زیادی روم بوده
حداقل فشار کار رو که میتونم کم کنم...

هزینه تجهیز خونه رو نسخ خطی گرفتم
از این طرف اون طرف
دیشب با یه ساک سنگین نسخه خطی اومدم خونه
چند سالی کار علمی و تئوری کردم
وقتشه با خود نسخه ها بیشتر سر و کله بزنم
برنامه ام اینه:
خرید نسخه
فهرست نگاری نسخ
اسکن و تهیه نسخه دیجیتال
صحافی و مرمت
فروش...

 
  • حاجی ره
۲۹
اسفند
مادرم میگه
همه سیبهارو بریز تو سبد بیار که بشورم.
یه سبد پلاستیکی بزرگ قرمز رنگ و رو رفته
با خنده میگم
ماما این واسه چند سال پیشه؟!
میگه
جهیزیه امه! چهل و چند سال پیش...
=-O
  • حاجی ره
۲۹
اسفند
آیکون حاجاغا مع الابوی
درحال تماشای سینمایی کودک و روباه

+ صحنه مردن جفت روباه با طعمه سمی و فرارش از دست گربه کوهی
  • حاجی ره
۲۷
اسفند
دیروز...
به کسی که نسخه برای فروش داشت
به یکی از کاربرای موسسه
به یکی از رفقا
به نفس
اس دادم
هیچکدوم جواب ندادن!

+ این احساس بهم دست داده که آخرین بازمانده انسانهام!
والا...
  • حاجی ره
۲۷
اسفند
پست قبلی رو چند روز پیش فرستادم
ارسال نشد
منم بیخیالش شدم
و گفتم شاید حکمتی داشته و اینا
مخصوصا که نگران دل نازک و نازنین حضرت نفس بودیم...
دیشب دیدم بلاگ علیه ما علیه نصف پستو گذاشته
نصفشو هم از خودش بلغور کرده و ثبت کرده
آخه ننت خوب
بابات خوب...
  • حاجی ره
۲۶
اسفند
خواهرم دو هفته اس عقد کرده
اومده قم
و یه عاانملت ودیان من زودک وغدران 0 وحبن کل شخص مثلک وغدران 0 فاحت دللت اللمه کتاب ریحانه بهشتی و تربیت جوجه و فرزند فلان و بهمان خریده!!!
ما
  • حاجی ره
۲۳
اسفند
زوج عاشقمون امشب رفتن...

داماد چند دقیقه بعد زنگ زد
که کلید خونه دستمون جا مونده
بدم راننده تاکسی برات بیاره؟
میگم
بمونه پیشتون
که هرموقع خواستین بیایین...

+ همچون برادر عروسیم من!
  • حاجی ره
۲۳
اسفند
شب عقد
موقعی که داماد جدیدو بدرقه کردیم
دست زدم به شونه پدر سه قلوها و محیا
اشاره کردم به داماد جدید
گفتم
نو که اومد به بازار, کهنه میشه دل آزار...

+ تازه امشب عذاب وجدان گرفتم!
  • حاجی ره
۲۱
اسفند
هفت شب از موسسه میزنم بیرون
میرسم خونه
گوشیمو چک میکنم
پیام از استاده
"اگه مایل باشید و این اطرافین بیایین با هم بریم قبرستان قم نو"
بهتم میزنه!
این وقت شب؟
قبرستان؟
استاد؟
جواب میدم
سلام استاد
همین الان رسیدم جمکران
اگه میفرمایید خدمت برسم.
جواب میده
ساعت پنج اس داده بودم!

+ خو من چیکار کنم موسسه آنتن نمیده!
والا
  • حاجی ره
۲۱
اسفند
بیا برو دسشویی
نمیخوام
زود بیا برو دسشویی
نمیخوااام
د بیا برو دیگه! میخوام با جوهر نمک بشورم
سید! ندارم!! ندااارم!!!
باشه...

+ امروز
همه ساعت دو رفتن
من تا ۷ شب با سید, خادم موسسه موندم.
تو اتاق مدیریت جدید سرم تو کتاباس
تو چارچوب در وایساده
اصرااار
  • حاجی ره