حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱ مرداد ۹۵، ۱۸:۳۷ - یوشا آل ایوب
    خخخخخ

۶ مطلب با موضوع «الپیامکیه!» ثبت شده است

۰۶
ارديبهشت

چند وقت پیش پیامک دادم به استاد:

سلام استاد

کتابخونه تشریف دارین خدمت برسم؟!


یکی دو ساعت بعد جواب داد:

سلام از استانبول!


+ خبر نداشتم ترکیه اس!


پ.ن:

بعد از اومدنش هماهنگ کردم رفتم دیدنش کتابخونه

دیدم واسم یه شکلات metro سوغاتی آورده!!!

تنها فرقی هم کهبا متروهای ایرانی دهره اینه که رو ش ترکی نوشته

والا...

اونوخ این واسه من ترکیه میشه عایا؟!

  • حاجی ره
۱۸
فروردين
چگونه نام بلوتوث گوشی خود را بصورت شکلک های مختلف قرار دهیم!

هعی...
امان از بی تجربگی!!!

ما مدتهای مدیدی واسه دوستی ( و خیلی دوستای دیگه!)
تو خیلی از پیامکا از این شکلکای آماده موبایل میفرستادیم
از جمله این:
:x
و به عقل ناقص و برداشت اشتباه خودمون معنا میکردیم
"من حرفی ندارم"
(فک میکردم اون ضربدره رو دهنش!!!)
گذشت و گذشت تا یه بار تو چت یکی گفت
و ما امتحان کردیم
دیدیم هویجور حباب قلبه که داره میره بالا!!!
دیدیم چه غلطی کردیم!
و چقدر اوشون نجابت و حسن ظن به خرج داده
که یه بار هم به روی مبارک خودش نیاورد!
به حر هال ما بسی شرمنده شدیم
چون خیلی هم رودربایستی داشتیم
و آشنای دوری بودن!
و ...

+ الان هم که محبت این آیکونه HUG در دل ما جوانه زده
و خواستیم به عنوان امضا ازش استفاده کنیم
فرمودن که: 

   فرستاده شده در ۱۸ فروردین ۹۳، ۰۰:۴۶:۴۶ برای مطلب نمایش ویرایش تعلیم الاصول المدیریه! 
حاجی hug :دی
عشقولی در میکنی با وبلاگی ها:))

و ما نیز سرچی تصویری نمودیم در گوگل عزیز
نعوذ بالله
معاذالله
نستجیر بالله
پناه بر خدا
...

پ.ن:
البته بر خلاف مورد اول مورد داشتیم که 
در هنگام چت یه بار کیبورد ما بهم ریخت
و هر چی میخواستیم فارسی بنویسیم
حرف اولو فارسی مینوشت مابقی خودکار انگلیسی میشد
حرفی هم نمونده بود و تقریبا در حال خداحافظی بودیم
اونوخ گیر کرده بودیم نمیشد خداحافظی کنیم!
آخر یه آیکون "گل" گذاشتم
که قضیه ختم بشه
که با تذکر!!! فرد مخاطب که از نسوان بودن
مواجه شدیم!
بعله!!!

+++ چت های بنده محدوده به سه نفر!
محض اطلاع!

58462_gholi_huge.gif
  • حاجی ره
۱۷
فروردين


شب قبل شروع روزای کاری

ساعت یک اینا

پیامک دادم به همه محققای پروژه:


یعنی وای به حالتون اگه فردا راس ساعت 8 پشت سیستماتون نباشین!

"رئیس"


عکس العملا جالب بود

(بغیر از اونایی که فحش دادن و بنده سانسور میکنم!)


+ مردم آزار! برو بگیر بخواب!

+ ما خدمت رئیس ارادت داریم!

+ چشم عزیزم!

و یکی:

+ سلام رئیس

بخدا من تا چند ساعت پیش بیمارستان بستری بودم

مریضم شدید!

دکتر استراحت داده

از طرفی جاده بسیار شلوغه

مجبورم دو سه روز دیگه بیام

از سوی دیگر باید ترشی و زیتون رییس رو آماده کنم

رشوه نیستا هدیه است.


پ.ن:

این مورد آخری شمالیه!

از همون شمالیایی که خیلی دوسشون دارم!!!!!!

باباشم یکی از امام جمعه های شماله!

مرخصی میخواس

گفتم: نداریم! و نمیشه! (الکی گفتم!)

گفت: حاجی مجبورم برم و فلان و بهمان و ...

با اخم بهش گفتم: رفتی دیگه نمیتونی برگردی سرکار!

بنده خدا جدی گرفت و با التماس گفت: حاجی یه کاریش بکن! من حتما باید برم!

گفتم: خب چی میتونی واسم بیاری؟!

با تعجب گفت: چی؟! از کجا؟!

گفتم: از شمال! شاید اگه منو راضی کنی بتونم واست یه کاری بکنم!

با خوشحالی گفت: حاجی یه دبه ترشی شمالی میارم واست!

گفتم: خب برو!

باورش نمیشد!

جدی برم؟! مشکلی نداره؟!  ...


پ.ن:

خدایا منو ببخش!

میدونی که مجبور بودم!

خیلی وقت بودم تو خونه ترشی نداشتیم!!!



  • حاجی ره
۱۵
اسفند


امروز دو شیفت سرکار بودم!

بعد هم پیاده در دل شب راه افتادیم رفتیم عروسی!!!

عروسی یکی از رفقای طلبه!

کسی که اسمشو گذاشته بودیم "پیرمرد کلاس"

دیگه نرسیدیم به مجلس شبای جمعه و ابگوشتش!

ولی رفتیم ترکوندیم اونجارو!

:)))


ساعت هفت شروع شد 

منم زود رفتم

فقط پدر و برادرای داماد بودن

و یکی از بچه های ما!

هر چی صبر کردیم کسی نیومد

پیامک دادم به یکی از رفقا:

هیشکی نیومده!

جز من و فلانی

به بچه ها بگو بیان دیگه

ده مراسم تمومه!


جواب داد:

نگران نباش! میان!

شما مجردا زن ندارین که معطلتون کنه!


+ والا...

  • حاجی ره
۱۴
اسفند

یکی از محققا که آدم خیلی دلقکی هم هست

دیشب بهم پیامک داده:


مرا در منزل جانان چه امن عیش هر دم

جرس فریاد میدارد که بربندید محمل ها

اشاره به:

اهل الدنیا کوکب یسار بهم و هم نیام!


+ واسه ما جکای بد بد بفرس

اینایی که تو میگی من نمیفهمم!!!


اینقدر تا آخر شب جک واسه ما فرستاد به غلط کردن افتادیم!

امروز حضوری دیگه بهش گفتم نمیخواد عاغا!!!

نمیخواد!


پ.ن:

ترجمه حدیث:

اهل دنیا مثه کاروانیانی هستند که خوابند ولی کاروانشون در حرکته!

( و بدون اینکه بفهمند به انتهای مسیر میرسند!)

  • حاجی ره
۱۴
اسفند


کی میای خونه؟!

دایی دعوت کرده نوروز بریم اهواز!


+ منم میام!

حتما میام!

خبرم کنین کی میخواهید برید که من زودتر بیام!

*:


باشه!

خب بگو کی میخوای بیای؟!

یه دختر خیلی خوب سراغ دارم واست!

دوست خودمه و تو حوزه درس میخونه.

بهم بگو تا کی قراره قم زندگی کنی؟

زبانت کی تموم میشه؟!

...

کلا برنامه ات برا محل زندگی



+ هیچی دیگه!

منم جواب ندادم!

:)))


++ پیامک های من و خواهر کوچکم

  • حاجی ره