حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱ مرداد ۹۵، ۱۸:۳۷ - یوشا آل ایوب
    خخخخخ

م م 10317: اصرار اختنا ...

جمعه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۹:۱۳ ق.ظ

چند روز پیش مشغول شستن و طی؟! زدن خونه بودم

خسته و خیس عرق

که موبایلم زنگ زد

خواهر کوچیکم بود

جواب دادم و بعد سلام و احوالپرسی

گفت: اون دوستم که حرم بودیم اومد پیشمونو یادته؟!

گفتم: آره

میگه: یه سوال داشتم

فک میکنم میخواد سوال شرعی دوستشو جواب بدم

میگم: بگو خب

میگه: نظرت در موردش چیه؟!

جا میخورم و میگم: یعنی چی؟!

میگه: حاجی! دختره خیلی خوبیه

دیدی چقد خوش اخلاقه؟!

اینقده سر و زبون داره

خوشگلم که هس

...

میگم: بیخیال...

با ناراحتی میگه: یعنی چی؟!

چشه مگه؟!

مگه تو چی میخوای که این نداره و ...

حسابی ناراحت میشه و سرزنشم میکنه

میگم: ببین! 

من زندگیم معلوم نیس

واسه خودمم معلوم نیس!

معلون نیس کجا بخوام اصن زندگی کنم

نه ایرانش نه خارجش!!!

هیچ تصمیمی نگرفتم

و نمیتونم بگیرم

اونوخ میگی ازدواج کن؟!

...

میگه: هرجا بری باهات میاد..

حرفشو قطع میکنم و میگم:

این حرفو بهم نزن!!!

 همه دخترا اولش همینو میگن

ولی مگه میشه؟!

مطمین باش هنوز یهماه نشده ناراحتیشو نشون میده

و غرغراش شروع میشه

مگه غربت و تنهایی چیز ساده ایه که بگی به خاطر تو میاد؟!

من نمیتونم یه جا پابند باشم

هر روز یه جام

کی میتونه اینطوری باشه؟!

همه اولش خوششون میاد از این زندگی کولی وار

اما تو زندگی که بیفتن دیگه از این خبرا نیس

نمیتونن پا به پای من بیان

جلوی منم میگیرن!!!

من کارایی دارم که اگه زن بگیرم همش ضایع میشه...

میگه: چرا میگی ضایع میشه؟!

اتفاقا خیلی هم بهت کمک میکنه

کاراتو باهم پیش ببرین

تنها هم نیستی

کاراتو هم میکنی...

میگم: نمیشه! 

هر کسی کارا و آرزوهای خودشو داره

تخصص من یه چیزه اون یه چیز دیگه

...

میگه:حاجی من حالا باهاش صحبت کنم

یه موقع که اومدی بیا خودتم صحبت کن

من مطمینم قبول میکنه!

میگم: من الان نمیتونم تصمیم بگیرم

کارام اجازه نمیده...

میگه: تا کی؟!

میگم: حداقلش تا اخر تابستون که دوره مو بگذرونم

بعد از اون شاید به فکر بیفتم

میگه:خب من صحبتای اولیه رو بکنم

تا اخر تابستون که خودت بیای

میگم:بنده خدارو معطل کنیم سه ماه که چی؟!

تازه معلوم نیس بعد اون سه ماه چی بشه

موقعیتش باشه نباشه

منم نمیخوام فکرم مشغول باشه

میگه: آخه هم تو سنیه که موقع ازدواجشه

هم خیلی خوشگله از دس میره!!!!!!!!!!

خندم میگیره از دستش

...


پ.ن:

دوستان زیادی

با اسم و آدرس

یا حتی ناشناس

تو این مدت کوتاه

خصوصا یه ماه اخیر

پیشنهادهای زیادی کردن

واسه موارد و کیسهای مناسبی

که از دوستو فامیلشون سراغ داشتن

و من فقط تونستم در دل دعاشون کنم 

خدارو شکر کنم از این همه محبت و اعتماد

اما نتونستم به هیچکدوم از این دوستان عزیز

جوابی هرچند منفی بدم و همه رو بیجواب گذاشتم

اما در دل شرمنده و سرافکنده بودم از این رفتار نادرستم


ولی باور بفرمایین

اگر سکوت در جامعه ما نشانه رضایته

اینجا گاهی فقط گاهی سکوت نشانه رضایته

و بیشتر نشانه تحیره و ندانستن خیر و صلاح خود

اینه که همچنان ساکت منتظر اتفاقی آسمانی مانده ایم

...

  • ۹۳/۰۲/۲۶
  • حاجی ره

نظرات  (۲۳)

چاره ش اینه که عاشق بشین برادر.اونوقت گیر نمی کنی توی اینکه طرف هم پات باشه یا نه،خودت باهاش راه میای.همه چی حل و فصل میشه.شما حاجیا همتون مثه همین...خخخ
حاجی باید جوش ناشناس بودنو بزنه یا شما؟؟
خب مگه اورانیم غنی شده ک انقد واسه همه مهمه ک اون ناشناسه کیه ک بد ب تو کامنت بدن!!
ای بابا!!
پاسخ:
کلا غیرفعال کردم ناشناس بودن رو
والسلام...
بابا من جنوب نرفتم که!!
 اون کیس جنوبه
بدشم بحث بد یا بی ادبانه ای اینجا شده؟؟
درضمن من اونقد واضح نشونه گذاشته بودم ک فکر کردم همه فهمیدن کیم
خصوصا حاجی
من دوبار تو کل عمرم ناشناس دادم
یکیشو ک خب حاجی در جریان بود چرا و ی پست داده بود ...خودتم میدونی
این یکیم ب دلیلی ناشناس دادم
ک بازم فک میکردم حاجی میدونه لااقل!!
شانس ندارم دیگه
دوبار کلا کامنت دادیم ...
جوجه اون طرف ک اینطوری گفته چ ربطی داره؟؟
بحث اعترافم نیس
اگر چیز خاصی بود صد سال من نمیومدم نمیگفتم
ی پست زده حاجی نظرمونو گفتیم
چی بوده ک بخواد انقد پیچیده شه؟؟؟
جل الخالق!!

++ایها الناس شما چرا اینطوری هستی؟
بیا وبلاگ مورد علاقت بخون کامنت بزا برو نمیخوای هم نزا
چ وضشه ک اسمون ریسمون میبافی؟؟؟
ک فلانی فلانه اون یمی بهمانه!!
خب ک چی؟؟
حدسم میزنن برا عمشون
شورشو دارن

+من اصن فک نمیکردم اینطوری شده جوجه جان شرمنده
  • چیک اینجینیر ^_^
  • بعد بحثای این پست یکی بهم کامنت داد

    چرا تو وبلاگت راجع به کامنت ناشناس گرد و خاک کردی

    و اینجا کامنت ناشناس دادی

    (البته با لحن بسیار بی ادبانه)

    در صورتی که روح من از این پست و کامنتاش بی خبر بود

    وقتی اومدم خوندم فکر کردم ناشناسی که با پیمان/پیمانه بحث کرده .... است

    به خاطر سفرش به جنوب
    به خاطر تک دختر بودن و داشتن والدین شاغل
    فکر کردم ناشناس عزیز اونه

    ممکنه کسای دیگه ای هم بودن که گوشه ذهنشون به بقیه ظنین شده بودن

    حالا که ناشناس مورد نظر  اومد و اعتراف کرد

    دیدم کس دیگه ایه واقعن شرمنده شدم

    و به خاطر همین سوء تفاهمات هرچند کوچیک هست که میگم کامنت ناشناس بدِ 

    +اینا سختیای زندگیه


    چ جلافتا !!
    حاجیو اینقد بداخلاق!!
    ما ک قبلا تبرئه شدیم
    من خودمو ب جوجه معرفی کردم :)
    شما هم میشناسینا
    اصن ضایش
    ینی قشنگ نشونه گذاشتم
    فقط  ب یک دلیل ناشناس دادم :)

  • چیک اینجینیر ^_^
  • بعضی ها از سفر جنوبشون چقدر تجربیات دارن
    ناشناس بودن کجا و این همه سوتی کجا
    + خدایی حیف بحث به این خوبی نبود ناشناس موندی بیا و افشاگری کن تا حالت رو نگرفتم
    پاسخ:
    + مهندس بزن هکش کن!
    :)))
    خب حالا شما فکر نکنین
    به روتونم نیارین
    ی میزنه تو ذوق!!
    اوکی....

    .
    و حرفتون در مورد اینکه  بعد از یه مدت کوتاه غر زدن هاشون شروع می شه ، کاملا قابل قبوله ... همیشه آدما تئوری های خوبی ارائه می دند ، ولی تو عمل جا می زنند...
    مثلا شاید باید کسی باشه که دغدغه هاتون تقریبا یکی باشه ... ینی در واقع تو یه مسیر باشید ، و هدف مشترکتونو با هم بسازید


    دقیقا ضحی جون خوب حرفی زدی...
    اما میخوره اینجا!
    کسی ک در خودش نمیبینه این دوریو خب همون اول میگه دلیلش چیه اخه؟
    من میگم همه این انعطاف پذیری و اون شرایط ک بهانه گیری ها اغاز نشه بر میگرده ب همسر ک چ محیطی براش فراهم کنه و بهش ثابت بشه ک پشتشه!!
    غر رو ک همه توی شرایط بد میزنن!!
    اگه با ی دید درست برن جلو مسلما مشکلی پیش نمیاد
    درباره وابستگی عاطفی اصن امکان نداره ادم مهرومحبتی برا خانودش تو دلش نباشه همون پسرش هم ک دور میشه دلتنگ و بیقرار میشه
    چ برسه ب دخترش!!
    منتها اشکار کردنشون متفاوته!!
    هر جنس یه طوری بروز میده!! اما اینکه مطلقا حرفی ب زبون نیاره نمیشه
    و اینکه بخواد شورشو در بیاره هم خوب نیس و مرد دلسرد میشه
    وفق دادن باشرایط
    خودسازی
    قبول شرایط با عقلانیت
    اینا همه مواردیه ک ادمو میتونه کمی دلگرم کنه و واقع بینانه به موضوع نگاه کنه
    همون دخترشم نباید اول جوگیر شه و باید خودشو بشناسه ک ببینه میتونه دووم بیاره یا نه
    بعدشم قرار نیر ک تا اخر عکر حبس شه بیخبر باشه ماشالا الان تکنولوژی انقد پیشرقت کرده کبتونه کمی از دلتنگی هارو ک سببش همون غرغر زدنای روزانس رو برطرف کنه
    ضحی جون شرایط شرایط شرایط!
    قبول و تحمل این شرایط خصوصا تحمل! ب مرد هم خیبی ربط داره!!
    به نظرم افرادی که به خانواده شون علقه عاطفی ندارند - خصوصا دختر خانم ها -  خیلی نمی تونند قابل اعتماد باشند ... کسی که به خانواده ش بعد از این همه سال علقه ای نداشته باشه ، چطوری می تونه تامین عاطفی کنه همسرش رو که قطعا مدت زمان خیلی خیلی کمتر نسبت به خانواده باهاش بوده و قطعا محبت همسر با محبت مادر جنسشون فرق می کنه

    در مورد عدم دل کندن هم حاجی بستگی به دختر خانم داره و ویژگی های شخصی ش ... دل کندن به معنی عدم علقه نیست ... برای یه هدف بزرگتر ، می تونه منیت و علقه به خانواده ش رو بذاره کنار ...که میگم ، اینم باز بستگی به دختره داره...
    به نظرم می رسه که خیلی کمند این جور دخترا ... باید دختر محکم و در عین حال انعطاف پذیری باشه  ... اجتماعی بودن و زود دوست شدن خیلی می تونه موثر باشه به نظرم برا اینکه تو جایی که آشناهای قدیم نیستند ، آشنای جدید پیدا کنه ...طبع انسان به اجتماعی بودنه به نظرم ... نمیشه با هیشکی نباشه...اما در این شرایط به نظرم اون اجتماعی بودنه خیلی می تونه کمکش کنه
    در عین حال علاقه و اجتماعی بودن باید بتونه دل بکنه ... 

    و حرفتون در مورد اینکه  بعد از یه مدت کوتاه غر زدن هاشون شروع می شه ، کاملا قابل قبوله ... همیشه آدما تئوری های خوبی ارائه می دند ، ولی تو عمل جا می زنند...
    مثلا شاید باید کسی باشه که دغدغه هاتون تقریبا یکی باشه ... ینی در واقع تو یه مسیر باشید ، و هدف مشترکتونو با هم بسازید
    ببخشید یه نکته دیگه:

    فرزند چه دختر و پسر هیچ وقت از خانواده خودشون دل نمیکنن و این ک بخوایم دل بکنن ی چیز غیر معقولیه
    چون خانواده کانئنیه ک توش رشد کردم از محبت سیراب شدن....
    اما در کنار همین کانون باید خودشون ی کانون دیگه تشکیل بدن
    ومرکزش بشن
    یه زن تا کی بهونه گیری مامانشو خانوادشو نمیکنه؟
    خب شاید بگین تا هروقت ک دلش تنگ نشه بهونه نمیگیره خو این ی چیز بدیهیه!!
    بله!!
    من میگم
    تا هر وقت ک حس کنه با دوری از اونا ی خلا براش بوجود نیومده
    احساس خالی بودنو تنها بودن نکنه
    فک نکنه تمام دل گرمی و حمایت رو از دست داده
    و یه مرد تا ثابت نکنه همه جوره هسته

    یه زن چطوری میخواد تکیه بکنه؟؟
    اونم به جایی ک خالیه و خلائه!
    تکیه گاهی نیست
    اینجاست ک ترس برمیداره  و احساس میکنه باید ی تکیه گاه داشته باشه
    و اون خانوادس
    دقت دقت دقت
    پشتیبانی تکیه گاه!
    خیال یه زن اگه راحت باشه
    خیلیم انعطاف پذیری خواهد داشت
    هیچ مشکلیم بوجود نخواهد امد


    +حاج اقا شرمنده اگه ناشناس گذاشتم...اینطوری بهتر بود...هرچند فکر کنم شما میدونید..
    پاسخ:
    + نع نمیدونم
    و حتی بهش فکر نمیکنم که بدونم یا حدس بزنم...
    اقا پیمان

    یه چیز دیگه
    من بچه ای بودم ک پدر مادرم کارمند بودن و اغلب خونه تنها بودم
    از هیچ نظریم کم نداشتم
    مسافرت های تنهاییم زیاد رفتم دوری از خانوادمم تجربه کردم
    خیلی احساسات دارم
    خیلیم برام مهمه این احساسات اما موقع دوری همیشه خیلی عاقلانه فکر کردم برای همین نشده خیلیییییی بی تاب خانوادم شم!!
    ادم اگه معقول فکر کنه
    لازم نیس ک چطوری باشه
    اتفاقا با تمام این ها ک الان ی مورد برام پیش اومده ک بتونم باهاش برم جنوب زندگی کنم و این ینی دوری مطلق!!
    همسر ادم برای ادم چ جایگاهی داره؟؟؟ بعد از پدر دومین مرد زندگی میشه
    و تمام زندگی میشه کم کم
    من نه غدو ن مغرور طرفمم خیلی مهمه اما واکنش اون طرف مهم تره!!!
    یکم دقت بفرمایید!!
    .حاجی مورد قبول نیست مخالفم
    ینی جی ماه اول ناراحت بشه؟
    ازدواج ینی قبول مسئولیت ینی از این به بعد خودت تنها تصمیم نمیکیری ینی از این به بعد اول باید خواسته های مشترکو براورده کنید و واسه زندکی بجنکید
    اتفاقا 90درصد خانوما حتی اکه دور از خانواده شونم باشن و هزار جور سختیو تحمل کنن دم نمیزنن به شرطی که بدونن همه اون کارا برای خوشبخت شدنشونه
    کار همیشه هست حاجی
    همه ادما هم یه سختی کاری دارن و شرایط خاص خودشو ایجاب میکنه و تو زندکی مشترکم وقتی از اول قبول کنن باید تا تهش برن
    در ضمن شما که حاجاغایید باید بدونید که جقد به ازدواج امر شده
    اینکه نمیخواید ذهن خودتون و اون خلنومو الان درکیر کنید درست وبی این بهونه ها...
    حاجی فقط جیزی که من تو این 10ماه زندکیی مشترکم فهمیدم اینه که خدا حسابی کمک میکنه
    مرتضی هیجی نداشت تازه یه بسر کم سن بود من از اون بدتر یه دختر لووووس ینی میکم لوس ینی لوس واقعی که تو خونه دست به سیاه سفید نزده بود
    الان هم داریم کنار هم بزرک میشیم به همه جی هم خیلی غیر قابل باور رسیدیم
    حاجی خوددتون نذارید که دیر بشه
    وقتی ازدواج کردید کم کم مدیریت کردن ورسیدن به همه کارا رو یاد میکیرید
    داشتن یه زندکی خیلی خوب قبل از ازدواج مهمه ینی خوبه ولی لازمم نیس جون تو زندکی مشترک باید دوبارله از صفر شروع کرد تا خواسته های دو طرف مشابه بشن
    البته ببخشید من اینا رو کفتم و نظر خودم بود
    ایشالا که هرجی زودتر هرجی که خدا صلاح میدونه اتفاق بیفته




    دقیقا!! خوب گفتی!!
    خانوما کنار میان!! بشرط اینکه بدونن اون مرد پشتشونه و دیگه با دور شدن از خانواده پشتشون خالی نمیشه از حمایت!!
    ینی شوهر ی جایگاه بلند بعد پدر...
    خانوم پسر خاله من ..دخترعمش بودو ی خانواده خیلی پایین تر شاید.تو همین شهر بودنو در نمیومدن..با پسرخالم ازدواج کرد....الان بخاط کار پسرخالم رفتن تهران میشینن
    حالا از خانوادش دوره شوهرشم دوماه دوماه میره ماموریت
    ابادان جنوب سوریه نیستش خیلی وقتا
    تازه ی مدت میخواستن برن کیش...
    ببینید مهم اون رابطه متقابله!!
    و مهم اون تفکریه ک شما نسبت ب خانوما دارین اگه واقعا همون تعریفای کلیشه ای از ی خانوم توذهنتونه ک واقعاا باید دیدتونو عوض کنید....
    زنوشوهر برای همن به پای همن بالاخره دل نمیشه کند از خانواده
    اما میشه تحمل کرد دوری رو با شیرینی همایت همسر...با توجهات و....
    شما شاید منتظرین ذهنتون وجودتون از عشق خالی بشه تا بتونید دوباره عاشق شینو دل ببندیدو همه این بهانه هارو میتراشید تا فرصت داشته باشین
    !!
    نمیدونم از چی واهمه دارین !!






    حاج آقا فکر کنم باید از اون مدل زن های خودساخته پیدا کنید. همون ها که وابستگی عاطفی زیادی به خانواده شون ندارند و در نتیجه دور شدن از خانواده براشون سخت نیست:)
    البته این جور زن ها یه مشکلات دیگه ای در عوض دارند این که اغلب غد و یه دنده هستند و به راحتی نمی تونید نقش خودتون رو به عنوان پشتیبانشون تثبیت کنید؛ یعنی سختشونه که بعد از عمری استقلال روحی و مالی بخوان وابسته بشن بهتون.




    اقا پیمان یکم مخالفم!!
    ادما حتما نباید ی جور خاص باشنو برا انتخانشون ب اون شرایط خاصشون توجه کردو با خود تطبیق داد ببینی میخوره یا نه!!
    ادم انعطاف داشته باشه خوبه
    الان اغلب دیدم ک با دختر سن پایین ازدواج میکنن چون میگن انعطافش بیشتره
    و سن بالا ها دیگه ی چیزایی شده خلق و خو شون!!
    نمیشه گف مشت نمونه خرواره!! واقعا نمیشه!!
    هستن کسانی ک همسرشون انقد مهم هس زندگیشون انقد مهم هس دوست داشتنشون انقد مهم هس ک کنار بیان باشرایط
    بعدشم قرار نیست  تماما حاج اقا ی طرفه فکر کنه!!
    ک مثلا اون طرف چطوری با همه ی شرایط من کنار بیاد!!
    قرار نیس  از خودگذشتگی ی طرفه باشه
    ی جاهاییم حاج اقا باید عنایت کنن و کنار بیان!!
    فقط بعید بود ک حاج اقا بگن با ازدواج ادم نمیتونه ب هدفاش رسید!!
    دونفر میتونن همو یاری بدن در هر زمینه ای ک باهم موفقیت کسب کنند!!
    خیلی هم بهتره اون انرژی مثبت اون موفقیت ناشی از تشویق شب بیداری های دوتایی...
    اینارو هم فراموش نکیند!!
    دیگه نمیدونم چی بگم واقعا!!

    موفق باشین!!

    حاجی مورد قبول نیست مخالفم
    ینی جی ماه اول ناراحت بشه؟
    ازدواج ینی قبول مسئولیت ینی از این به بعد خودت تنها تصمیم نمیکیری ینی از این به بعد اول باید خواسته های مشترکو براورده کنید و واسه زندکی بجنکید
    اتفاقا 90درصد خانوما حتی اکه دور از خانواده شونم باشن و هزار جور سختیو تحمل کنن دم نمیزنن به شرطی که بدونن همه اون کارا برای خوشبخت شدنشونه
    کار همیشه هست حاجی
    همه ادما هم یه سختی کاری دارن و شرایط خاص خودشو ایجاب میکنه و تو زندکی مشترکم وقتی از اول قبول کنن باید تا تهش برن
    در ضمن شما که حاجاغایید باید بدونید که جقد به ازدواج امر شده
    اینکه نمیخواید ذهن خودتون و اون خلنومو الان درکیر کنید درست وبی این بهونه ها...
    حاجی فقط جیزی که من تو این 10ماه زندکیی مشترکم فهمیدم اینه که خدا حسابی کمک میکنه
    مرتضی هیجی نداشت تازه یه بسر کم سن بود من از اون بدتر یه دختر لووووس ینی میکم لوس ینی لوس واقعی که تو خونه دست به سیاه سفید نزده بود
    الان هم داریم کنار هم بزرک میشیم به همه جی هم خیلی غیر قابل باور رسیدیم
    حاجی خوددتون نذارید که دیر بشه
    وقتی ازدواج کردید کم کم مدیریت کردن ورسیدن به همه کارا رو یاد میکیرید
    داشتن یه زندکی خیلی خوب قبل از ازدواج مهمه ینی خوبه ولی لازمم نیس جون تو زندکی مشترک باید دوبارله از صفر شروع کرد تا خواسته های دو طرف مشابه بشن
    البته ببخشید من اینا رو کفتم و نظر خودم بود
    ایشالا که هرجی زودتر هرجی که خدا صلاح میدونه اتفاق بیفته

  • پیمان/پیمانه!
  • حاج آقا فکر کنم باید از اون مدل زن های خودساخته پیدا کنید. همون ها که وابستگی عاطفی زیادی به خانواده شون ندارند و در نتیجه دور شدن از خانواده براشون سخت نیست:)
    البته این جور زن ها یه مشکلات دیگه ای در عوض دارند این که اغلب غد و یه دنده هستند و به راحتی نمی تونید نقش خودتون رو به عنوان پشتیبانشون تثبیت کنید؛ یعنی سختشونه که بعد از عمری استقلال روحی و مالی بخوان وابسته بشن بهتون.
    ازدواج نباید باعث میشه نه زن و نه مرد به خواسته هاشون نرسن شوما هم که تکلیفت مشخص نیس پس در نتیجه نباید برید به کسی قول وعده بدید و رویاهاشو خراب کنبد بهتره اول راه خودتونو مشخص کنید بعد  برید دنبال جفت بگردید............بهتره شومام همین طوری پاسخ دوستان رو بدبد
    حاجی آجی کوچیکه دادام هم دوستش رو به داداش پیشنهاد داده و 5شنبه هم کلی نقش بازی کرد تا داداشش دختره رو ببینه و داداشش و مامانش از دختره خوششون اومده ^_^
    آخ که این آجی کوچیک ها همیشه جییییگرن ^_^
    خواهرتون نگرانتونه. ولی من باهاتون موافقم. اول باید تکلیف خودتونُ مشخص کنین بعد ازدواج. اینجوری اون طرف هم درگیر میشه و همونطور که خودتون گفتین ممکنه نارضایتی پیش بیاد خُب یا بعدش نتونهُ به قول خودتون جلو شمارو هم بگیره!
    خوشم اومد که خودخواهانه نگا نمیکنین
    حاجی ایشالا همه چی ردیف می شه
    و یرزقه من حیث لایحتسب...

    حاجی به جان خودم این پست  تا ساعت 8 شب اینجا نبود...:|
    خب ساعتشو نگا کردم زده 9 شب...ولی چرا قبله اون پست بالایی اومده...به چشمام شک کردم...
    پاسخ:
    این پست و چندتای دیگه ثبت موقت بودن...
    دلیل ازدواج نکردنتون واقهااا همینه
    یا اون حدیث حاجویتون؟
    پاسخ:
    هنوز خودم دلیل اصلیشو نمیدونم واقعا...
    شاید فقط یه چیز هم نباشه
    و همه عوامل و دست اندرکاران دست به دست هم دادن
    که ما متاهل نشیم
    والا...
    ؛)
    من مخالفم مخالف کلمه ی:
    همه ی دخترا!!
    اشتباه نکنید!!
    بعدشم حالا تا کی؟؟ حاج اقا قرار نیس کسی معطل بشه ک...
    یا میشه یا نمیشه!!
    ++ بله هرکی یکیو سراغ داره و...

    ...
    واقعا آدم وقتی از آیندش آگاه نیست الکی کسی رو درگیر نکنه بهتره 
    چه خواهر مهربونی:-) 
    پاسخ:
    منم همینو میگم!!!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی