حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱ مرداد ۹۵، ۱۸:۳۷ - یوشا آل ایوب
    خخخخخ

العقدیه ۳

سه شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ۰۸:۳۰ ق.ظ
در خونه باز بود
دختر خاله ام اولین نفر منو دید
کوله پشتی به دست...
دوید تو
مادرم اومد بیرون
روبوسی و دست بوسی
وارد که شدم همه کل کشیدن!!!
تازه فهمیدم اومدم تو مجلس زنونه
همه غریبه بودن
به زور خواهرامو پیدا کردم
با داماد روبوسی کردم و تبریک
خیلی به دلم نشست داماد
خجالتی, آروم و نجیب
جعبه سوهانو دادم واسه سر سفره
یه پام بدجوری میلرزید!!!

+ نیم ساعت از عقد گذشته بود و من رسیده بودم
  • ۹۳/۱۲/۱۲
  • حاجی ره

نظرات  (۱۲)

لرزش پا استعاره بود عایا؟؟
پاسخ:
نه
واقعنی!
همون مجلس زنونه مهم هست :))
مبارک باشه ان شاالله.خوشبخت بشن الهی
سلام.
ان شاالله نوبت شما هم میرسه ب زودی...
سلام

اگه یه نیم ساعت طولش داده بودن شماهم به لحظه ی عقد می رسیدید!
کافی بود یه کمی عروس خانم می رفت گل و گلاب و گلستان تا برادرش به موقع برسه.


 مبارکه ... ایشاله خوشبخت بشن

حاجی شما خیلی قوی بودید که فقط یک پاتون میلرزید ما یهویی بریم وسط مجلس مردونه کل هیکلمون میلرزه :))))
:)))))))))))
به جا شما من بغضم گرفت!
سلام

چه خوب که رسیدین....
چقده خانواده تون ذوق کردن!

ان شاء الله روزی شما بزودی زود...
  • خانم هموستات
  • چه این پست حس خوبی داشت
    مبارکااااااااااا باشه ان شالله که خوشبخت بشن[گل][گل][گل]
    خوبه دیگه حاجی زیاد دیر نرسیدن 
    مبارکااااااااااا باشه ان شالله که خوشبخت بشن[گل][گل][گل]
    خوبه دیگه حاجی زیاد دیر نرسیدن 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی