البروفسوریه
چهارشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۳:۰۸ ب.ظ
امروز موقع استراحت
یکی از رفقا اومد بغل و روبوسی
بعد با خنده گفت:
حاجی دیشب خوب خوابیدی؟
تونستی خواب بری؟
یعنی برق سه فاز از سرم پرید
و تو دلم گفتم:
انا لله و انا الیه راجعون
دوست و همکارمون ادرس وبو داره هیچی
رمزو هم داره
خودمو کنترل کردم و تظاهر به بی اعتنایی
براش صندلی گذاشتم
و مشغول صحبت شدیم
یادم اومد این قضیه تو موسسه اتفاق افتاد
و من اون حرفو زدم
نه اینکه طرف وبو خونده باشه!
هوووف...
+ عجب پروفسوری هستم من
خودم میدونم!
یکی از رفقا اومد بغل و روبوسی
بعد با خنده گفت:
حاجی دیشب خوب خوابیدی؟
تونستی خواب بری؟
یعنی برق سه فاز از سرم پرید
و تو دلم گفتم:
انا لله و انا الیه راجعون
دوست و همکارمون ادرس وبو داره هیچی
رمزو هم داره
خودمو کنترل کردم و تظاهر به بی اعتنایی
براش صندلی گذاشتم
و مشغول صحبت شدیم
یادم اومد این قضیه تو موسسه اتفاق افتاد
و من اون حرفو زدم
نه اینکه طرف وبو خونده باشه!
هوووف...
+ عجب پروفسوری هستم من
خودم میدونم!
- ۹۴/۰۲/۰۹