پنجشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ۰۷:۴۸ ب.ظ

ظهر زنگ زدم خونه
خواهرم خونه تنها بود
احوال مادرمو گرفتیم
گفت: مسجده!
گفتم بهش بگو
یه امتحان خیلی سخت و اصلی دارم
که حتما باید بالای 16بشم!
واسم دعا کنه و یه چیزی نذر!
یادت نره!
هر موقه بهش گفتی یه تک بزن که بدونم یادت نرفته!
...
نیم ساعت بعد تک زد!
الان که پای لپم
بابام زنگ زد
سلام و حال و احوال!
خونه مون امشب روضه بوده با شام
نون و پنیر و سبزی و تخم مرغ و گوجه و اینا...
(خونه خودمون روضه اس اونوخ ما باید تو کوچه های قم دنبال مجلس بگردیم!!! والا...)
میگه:
مامانت 14000 صلوات نذر کرده واست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میگم:
چهارده هزاااااااااااااااااااااااااااااااااار تا؟!
بابا من اون دفه بهش گفتم کم نذر کنه و خودشو تو زحمت نندازه!
چه خبره؟!
گفتم پیش خدا که 100 و هزار تا فرقی نمیکنه! کم نذر کنه! باز...
بابام میگه: حالا قرار شده 1000 تاشو من بخونم!
:)))
+ امشب تو حرم دعاگوشون بودم!
اللّهم احفظ والدیّ!!!
پاسخ:
پاسخ:
بعضیا پیش خدا حرمت و احترام بیشتری دارن
مثه مادرا!
+ دوره!
خیلی دوره!
:)))
پاسخ:
پاسخ:
خدا همه والدینو واسه بچه هاشون حفظ کنه!
پاسخ:
پاسخ:
نذر مادر یه چیز دیگه اس!!!
والا...
پاسخ:
پاسخ:
شما کنجکاویتونو بفرمایین
فوقش ما جواب نمیدیم!
والا...
پاسخ:
پاسخ:
ولی شانس مامانتون گفته ها!!!
114 تا حدیث کسا؟!
:)))
پاسخ:
پاسخ:
به حرف من حاج آقا که گوش نمیده هر چی میگم کم نذر کن!!!
والا...
آمین!!!
هعی...
بازم آمین!
پاسخ:
پاسخ:
انشاء الله!
همچنین برای شما!
پاسخ:
پاسخ:
دم همه مادرا و بچه هاشون گرم!
پاسخ:
پاسخ:
آسونترین نذر به نظر من بستنیه!!!
والا...
پاسخ:
پاسخ:
آره والا...
+ شرمنده متوجه نشدم!
پاسخ:
پاسخ:
بله!
ما هم شدیدا منتظریم ببینیم کار مارو هم راه میندازه یا نه!
پاسخ:
پاسخ:
همچنین برای شما و تمامی دوستان!
پاسخ:
پاسخ:
کامنتای زیادی تایید نشده موندن!
شرمنده!
بدون ترتیب هم تایید کردم
دیگه آهو تو آهو شد!
:)))
پاسخ:
پاسخ:
من که تا حالا بالاتر از 100 تا نذر نکردم!
خداحفظتون کنه!
جمیعا!
پاسخ:
پاسخ:
من فک میکردم بیست نمره اضافه میشه!
والا...
پاسخ:
پاسخ:
همچنان بی ادرس؟!
پاسخ:
پاسخ:
ولی اینجا کسی کسی رو نمیشناسه!
پیغمبر هم باشی همونی که نمرته بهت میدن
و حتی کمتر!!!
والا...
پاسخ:
پاسخ:
اصن نمیرم سر جلسه!
والا...
پاسخ:
پاسخ:
فردا امتحان دارم
ولی کتابشو ندارم!!!
امیدوارم تو خواب بهم الهام بشه!
والا...
شب جمعه است و قلندر بیدار!
پاسخ:
پاسخ:
الان نقاشی میکشن!!!
به سلامت!
یاحق
پاسخ:
پاسخ:
لو رفتیم؟!
:))
انشا الله!
پاسخ:
پاسخ:
آور حاجی دات کام؟؟؟!!!
پاسخ:
پاسخ:
حالا واسه چی قرمز؟!
:)))
+ سلام برسونین محضرشون!
یاحق
پاسخ:
پاسخ:
پیشنهاد خوبیه!
این همه ما واسه دوستان دعا کردیم
یه جا باس جبران کنین دیگه!
والا...
پاسخ:
پاسخ:
حرفاشو خوب متوجه نشدین
وگرنه حاجی هیشوخ همچون حرفی نزده!
بله! درست گفتین!!!
احسنت!
پاسخ:
پاسخ:
حرم دور و نزدیک نداره ها
با این حال چشم!
حتما!
پاسخ:
پاسخ:
ما همیشه چشمون به آسمونه!
والا...
خونده و نخونده!
اصن شما مشکلت چیه؟!
:)))
پاسخ:
پاسخ:
همه محتاج دعای خوبانیم!
ما نیز!
+ آمین!
پاسخ:
پاسخ:
تا چشات درآد!!!!
:)))
پاسخ:
پاسخ:
برعکس مادرم پز منو به همه میده که حاجی همه چیز خواره
و خیالش راحته که سنگ هم جلوم بزاره هیچ ایرادی نمیگیرم!
برعکس داداشم!!!
پاسخ:
پاسخ:
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآامین!!!
پاسخ:
پاسخ:
سلام
باید کم کم واسشون عادی سازی کنین!!!
والا...
پاسخ:
پاسخ:
آخی...
ولی انصافا مرد گریه کنه میدونین یعنی چی؟!
:(((
+ میتونی روزنامه های کثیرالانتشار هم آگهی بدی
شاید زودتر پیدا شدن!
:)))))))
پاسخ:
پاسخ:
کاش ما هم دو تا مامان داشتیم!!!!
:)))
پاسخ:
پاسخ:
ممنون از دعاهای خیرتون!
همچنین!
پاسخ:
پاسخ:
واقعا هم به این دوپینگ معنوی جسمی نیاز داشتم!!!
له شدم زیر بار امتحان این دو روز!
والا...
پاسخ:
پاسخ:
دعای مادر مستجابه!
حاجی ره
پاسخ:
پاسخ:
مادرن دیگه!
چه تعبیر قشنگی!
... انگار هیچی سرجاش نیس!!!
پاسخ:
پاسخ:
من چقدر باهاش بحث کردم که بیشتر 100 تا نذر نکنه ها
مگه گوش میکنه!؟
والا...
نَ دیگ ـه ج بده
مامان بابات کدوم شهرن؟