حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

حاج آقا آخوند روحانی

مینی مالهای روزانه جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا آخوند روحانی

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱ مرداد ۹۵، ۱۸:۳۷ - یوشا آل ایوب
    خخخخخ

التعبیریه للرویا القدیمه

پنجشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۴:۵۱ ب.ظ
دیدم نمیشه تو این کلانشهر غریب
هیچکی از ما خبر نداشته باشه
با استاد بزرگواری هماهنگ کردم واسه مشاوره
از فرماندهان زمان جنگ
که همیشه دعوتش میکردم حجره
تا از خاطراتش بگه
و مشاور و روانشناس
که به طلاب مدرسه مشاوره میداد

سالها بود از قم رفته بود و دوباره اتفاقی دیدمش
و به ذهنم زد باهاش صحبت کنم
قراری گذاشتیم
که سه بار کنسل شد
تا تونستم ببینمش
الغرض...

نشستیم تو اتاق ریاستش
که یه موسسه بزرگ فرهنگیه
تکیه به دیوار
ایشون پشت یه میز کوچیک چوبی حاجاغایی
از کارم پرسید
و مفصل توضیح دادم
از زندگیم پرسید
شروع کردم به سختی یه تیکه هایی رو گفتن
خیلی کلی
با سانسور
پرسید:
اخلاق و رفتارش طلبگی بود؟ به طلبه ها میخورد؟
تا جواب دادم
بهتم زد
یه کم سکوت و فکر
گفتم حاجاغا! من این صحنه رو تو خواب دیده بودم
سه چهار سال نععع  هفت هشت سال پیش
خواب دیدم من اینجا, شما هم اونجا
دقیقا همین فضا
شما همین سوالو ازم پرسیدین
منم همین جوابو دادم!!!
اتفاقا اومدم پیش خودتون این خوابو تعریف کردم
یادتون نیس؟!
یادش نبود...

+ یادمه بعد اون خواب
هعی با خودم فکر میکردم
من که زن ندارم!
مفهومش چی بود؟!
فقط میدونستم تو خواب مشکلی واسه ازدواجم افتاده بود...

++ خیلی زجره
بدونی هفت هشت سال پیش
همه چیز مقدر شده بوده
و باید میرسیدی اینجا...
  • ۹۴/۰۲/۱۷
  • حاجی ره

نظرات  (۷)

سلام حاج آقا
منم از این خوابا که زیاد می بینم. صحنه هایی که برام تکرار میشه.
شاید اگر همون هفت هشت سال پیش صدقه داده بودین، الان ازدواج کرده بودین احتمالا.
این خواب هم شاید اینجوری تعبیر نمیشد. :|
وااای... مو به تن ادم سیخ میشه!!!
منم یبار خوابیدم بعد خوندن نماز مغربم و یه خواب بسسسسس شیرین رو سه بار دیدم حاجاقا!
و جالبه تمام اتفاقاتی که تو خواب افتاد هممممه یه تعبیر داشتن کما اینکه در ظاهر هیچ ربطی بهم نداشتن!!! 
اما هنوز مال من اتفاق نیفتاده یا تعبیر نشده در زندگیم...
اوووووو من اگه حافظه شمارو داشتم
الان باس نفر اول کنکور میبودم

ای بابا
ای بابا
بهتم زد یعنی واقعا قبلن خوابشو دیده بودی
مگه میشه؟؟؟؟
ای شاله که خیره
هیچ مشکلی نیست برا ازدواجتون قسمت نیست همین
گفتنش راحته اما باورش سخته اینم میدونم:(
حاج اقا این هم بگذرد بهترین ها در اینده قسمتتون میشه ایشالله
واقعا زجره...
میگذره حاجی...مثه همون هف هشت سال میگذره
همه چی درست میشه ایشالله!!غصه نخور...

حااااجییی!!!طوری نی!!!بیخیال انقد خودتو ناراحت نکن!!!!درس میش ی کم صبر داشته باش!!!هی میشینی فکر میکنی!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی